تبليغاتX
وبلاگ علي تركه

وبلاگ علي تركه

صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

...

صبحانه:
وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

...

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

...

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

...

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...
هوووو....بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

...

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

...

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 10:57 توسط |


-1در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)





2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار.



3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك

*توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!



4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......



5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*[...] و [...]



6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!

*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!



7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!



8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل "برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)



9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید



10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 12:32 توسط |


به گزارش خبرنگار ما دقایقی پیش یک فروند هواپیمای توپولف متعلق به شرکت ایران ایر تور کیش سیمرغ خزر که با شماره پرواز 718 از تهران عازم کرج بود حوالی عوارضی سابق دچار نقص فنی گردید و خلبان تصمیم گرفت در وردآورد فرود اضطراری کند اما به دلیل بعد مسافت و همچنین آتش گرفتن دو بال و دم و ملخ و کابین خلبان و یخچال هواپیما و کلمن یکی از مسافرین متاسفانه خلبان ناچار به سقوط اضطراری در پیکان شهر شد. شاهدان عینی خبر داده اند این بار شاهد سقوط بهتری نسبت به توپولف های قبلی بوده اند که نشاندهنده ی آشنایی خلبانان کشور با سقوط با این گونه هواپیماهاست. براساس گزارشی که هنوز تایید نشده سقوط توپولف فوق که گنجایش 200 مسافر و 700 همراه را داشت به دلیل شرایط بد آب و هوایی و وقوع باران های استوایی در منطقه بوده است و باز شدن ناگهانی در کاپوت نقشی در این سقوط نداشته است. یک کارشناس توپولف که خواست نامش صحیح تلفظ شود در مصاحبه با خبرنگار ما بیان کرد: تنها مشکل توپولف ها این است که وقتی دستگاه تهویه مطبوعشان از کار می افتد و مهمانداران ناچار به باز گذاشتن درهای اصلی و اضطراری و دو در در عقب می شوند شتاب هواپیما کم می شود و پشه و مگس هم هواپیما را بر می دارد. من از همین جا از مسوولان می خوام به فکر توری و پشه بند برای توپولف ها باشند یا لااقل بین مسافران پیف پاف به قیمت دولتی توزیع کنند. با تشکر. در همین حال یک مقام سازمان تربیت بدنی از حضور تیم ملی کشتی فرنگی زیر سه سال بانوان ایران در این هواپیما خبر داد. وی افزود این تیم که خود را برای شرکت در مسابقات جهانی کشتی فرنگی نوزادان آماده می کرد قرار بود یک اردوی مشترک یک ساعته با تیم ملی کشتی فرنگی بانوان آلوچه سازی گوهردشت داشته باشد که متاسفانه به علت خاکستر شدن اعضای تیم این اردو به زمان دیگری موکول شد.. مسابقات جام جهانی کشتی فرنگی بانوان زیر سه سال قرار بود آذرماه امسال با شرکت دو تیم الف و ب کشورمان در سالن حجاب برگزار شود. در همین حال همسر یکی از اعضای تیم در گفتگو با خبرنگار واحد ما اعلام کرد: شوهرم پدری نمونه و پهلوانی واقعی بود. وی در پاسخ به سوال خبرنگار ما که مگر شوهر شما عضو تیم ملی بانوان بود؟ از ارائه ی توضیحات بیشتر در این زمینه خودداری کرد. در همین زمینه مشاور نایب رییس فدراسیون کشتی فرنگی با تکذیب کارت پایان خدمت داشتن یکی از بانوان اعزامی اعلام کرد ایشان به دلیل داشتن دیسک کمر و سه بار عمل پروستات اصلا معاف بوده اند و سربازی نرفته اند، چی میگین از خودتون؟ در همین حال کیم جیل سونگ رییس سازمان تربیت بدنی دنیا در نامه هایی جداگانه سقوط هواپیمای توپولف را به تمامی فدراسیون ها در تمامی رده های ملی تسلیت گفت و به زبان شیرین کره ای اضافه کرد از آنجایی که هیچگاه در سقوط توپولف ها مشخص نمی شود کدام تیم ورزشی سقوط کرده خواستم خدای نکرده به کسی برنخورد. در همین حال رییس سازمان رسیدگی به اجساد حوادث توپولف کشور در کنفرانسی خبری اعلام کرد ورود کفتر کاکل به سر به داخل موتور توپولف عامل سقوط بوده و نه فرسودگی ترمز دستی خلبان. وی در پاسخ به این سوال که مگر کفترها در آن ارتفاع پرواز می کنند گفت: نه. توپولف ها در آن ارتفاع پرواز می کنند. وی از هموطنان خواست به منظور جلوگیری از حوادث این چنینی از نصب آنتن بر روی پشت بام ها و عمودی گذاشتن نردبام روی خرپشته جدا خودداری کنند. همچنین مسوول آژیر خطر اداره آتش نشانی حومه در تشریح حادثه گفت: دقایقی قبل از پرواز همانطور که معمول پروازهای توپولف است تمامی ایستگاه های آتش نشانی در مسیر پروازی به حال آماده باش درآمده بودند و خوشبختانه توانستیم از سوختن سه اصله درخت گلابی جلوگیری کنیم، فقط صاحب درخت ها قبل از رسیدن همکاران ما پودر شده بود. در تازه ترین خبری که هم اکنون به دستمان رسید تلفنچی شرکت هواپیمایی ایران ایر تور کیش سیمرغ خزر از آخرین تماس خلبان با این شرکت خبر داد. وی گفت: خلبان دقایقی قبل از سقوط با ارسال یک پیامک به برج مراقبت مهرآباد از ظهور رشته کوهی در مسیر خبر داده بود و درخواست تغییر ارتفاع داشت که به علت قطع شدن سرویس پیامک ارسال پاسخ خلبان مقدور نشد، وی در تشریح چگونگی ارتباط با توپولف اعلام کرد بیسیم هواپیما خراب بود داده بودیم تعمیر. در خاتمه وی از جغرافیدانان کشور برای نام گذاری این رشته کوه جدید استمداد کرد. از سوی دیگر ولادیمیر پوتین آبدارچی کاخ ریاست جمهوری روسیه که هفتاد سال است سماور آبدارخانه را چسبیده و ول کن نیست گفت: مگر صد سال پیش هواپیمای یمنی سقوط نکرد؟ مگر صد سال و یک ماه پیش ایرفرانس سقوط نکرد؟ پس چه مرگتونه؟ در همین رابطه یک دیپلم ردی آگاه فرسوده بودن راههای هوایی کشور را از علل سقوط هواپیمای مزبور دانست همچنین وی خاطرنشان کرد اعتیاد خلبان نیز در این حادثه بی تاثیر نبوده و اگر جعبه سیاه پیدا شود صدای خر و پف مرحوم خلبان شنیده خواهد شد. در همین زمینه رییس ستاد مبارزه با شیشه اعلام کرد از شش ماه دوم سال آینده علاوه بر تست قلب و آمادگی جسمانی، تست اعتیاد هم از داوطلبان خلبانی، کایت سواری و سقوط آزاد با سرنشین گرفته خواهد شد. همچنین رییس سازمان کشف جعبه سیاه در اسرع وقت کشور از کشف جعبه سیاه توپولف در خانه ی باجناق خلبان خبر داد وی گفت: آن مرحوم برای سالم ماندن جعبه سیاه از همراه بردن آن در سفر با توپولف خودداری می کرد. وی در مورد جعبه سیاه دوم گفت این جعبه سیاه در زمین چمن شماره دو آزادی پیدا شده ولی به دلیل زنگ زدگی قفل قابل بازگشایی نمی باشد. وی در مورد جعبه سیاه سوم گفت: بر روی این جعبه سیاه ترانه ی پشیمانم از بانو حمیرا ضبط شده که به گفته ی کارشناسان روس مرحوم خلبان در زمان سقوط به آن گوش می داده است. وی در پایان با انتقاد از روح خلبان نامبرده گفت: اگر این آقا خلبان بود که اینطور نمی شد. مگر پلنگ صورتی نبود که سقوط می کرد ولی کشته نمی شد؟ حالا سقوط کردی، کردی چرا خودت کشته شدی؟ زنده می موندی خودت جریانو تعریف می کردی که ما در به در دنبال جعبه سیاه نگردیم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388 14:27 توسط |


تقلب مفهومی است بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید


تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را


تاریخچه ی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه ی کودکان فلک بخت مکتب بود. لیک حسن از روی گــــشادی، چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روش های فوق العاده ابتدایی البته در مقابل ترفندهای کنونی صورت گرفت
بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمودزان پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلب های رایج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی تعبیر میشود) را می شود نام برد

حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان می رسانیم:

روش های نوشتاری:
نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش
نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دخــــتر جلویی
نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه
نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در ســـوراخ های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین و غیره

روش های با کلاسی:
استفاده از ماشین حسابهای مهندسی
استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

روش های جوادی:
خر نمودن یک فقره بچه خرخون
خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو

روش بویایی:
خودتان ماسک بزنین و یک بوی گند از خودتان در بکنین تا مراقب، جرات نزدیک شدن به شما را نکند

روش شیمیایی:
بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید

توجه:
اگر در این امر تبهر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن،اخراج شدن و تابلوشدن ندارد

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 14:48 توسط |



دختر که نمی رسد به بیست!
کی گفته طراحی و نشر جمله معروف" دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست"، یک توطئه بی شرمانه استکباری نیست؟!
احتمالا این جمله را جوانی ساخته که می خواسته محبوب نوزده ساله را به ازدواج با خودش ترغیب کند، یا زن بابایی که می خواسته متلکی به دختر شوهرش بیندازد، چون اگر واقعا از روی دلسوزی می خواسته برای او بگرید، آیا سزاوارتر نبود به جای انداختن متلک، خود دختر را بیندازد به کسی؟!
بی تردید، هرجمله را کسی می سازد که ازگفتن آن نفعی می برد، بنابراین ما هم ورژن خودمان را ارائه می دهیم تا با به کارگیری آن توسط دوستان، کم کم آن را جایگزین جمله توطئه آمیز فوق گردانیم.
ممکن است شما با هرکدام از این جملات به شدت مخالف باشید، اما گفتم که، هرجمله را کسی می سازد که ازگفتن آن نفعی می برد، شما هم بروید ورژن خودتان را بسازید!

دختر که رسید به بیست ، هنوز وقت ازدواجش نیست!
دختر که رسید به بیست و یک، کم کم دور و برش بپلک!
دختر که رسید به بیست و دو ، دیگه دنبالش بدو!
دختر که رسید به بیست و سه، منتظر مهندسه!
دختر که رسید به بیست و چار، دست مامانت رو بگیر و بیار!
دختر که رسید به بیست و پنج، درست شده شبیه گنج!
دختر که رسید به بیست و شش، بیشتر بهش داری کشش!
دختر که رسید به بیست و هفت، یه وقت دیدی از کفت رفت!
دختر که رسید به بیست و هشت، نباید دنبال case دیگه ای گشت!
دختر که رسید به بیست و نه، هنوز نگرفتیش بی عرضهء ...؟!!
دختر که رسید به سی، شاید بهش برسی!
دختر که رسید به سی و یک، خر نمی شه با پول و چک!
دختر که رسید به سی و دو، به این راحتی ها نمی شه همسر تو!
دختر که رسید به سی وسه، دیگه دستت بهش نمی رسه!


چون اگر می خواست،‌ تا الان ازدواج کرده بود!...

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388 15:22 توسط |


از دفتر خاطرات رئيس جمهور آينده....
چهار سال ديگر در چنين روزي ....
چهار فرض :


فرض اول: فرض كنيد آقاي كروبي به عنوان رئيس جمهور انتخاب شوند :
پيش بيني مي كنيم بخشی از دفتر خاطرات ايشان در سال چهارم رياست جمهوري اشان اينگونه باشد:
- اين ساسي مانكن هم عجب سريشي است، يه آهنگ تبليغاتي برام خوند عجب توقعاتي پيدا كرد، چهار ساله مدام بوسيله ي نامه و تلفن ازم مي خواد كاري كنم كه مجوز آلبوم اش رو بدن، نمي دونم چطوري به اين بشر حالي كنم مملكت قانون داره، به هر آلبومي كه نميشه مجوز پخش داد!
- با همه مخالفان و منتقدانم نامه نگاري كردم، هيچ كس نمونده كه بهش نامه بنويسم، خيلي حوصله ام سر رفته، ابطحي پيشنهاد داد دور دوم نامه نويسي رو شروع كنم و بعد از چهار سال از دوباره به شريعتمداري نامه بنويسم.
- يادش بخير چهارسال پيش، شب راي شماري چقدر اذيت شدم، خدا خير بده ابطحي رو كه مراقب بود خوابم نبره، واي كه چقدر روز شونزدهم خرداد توي مناظره انتخاباتي با احمدي نژاد بحث كردم، با اين وجود خيلي بامعرفت بود و اولين نفر همين احمدي نژاد بود كه بعد اعلام نتايج و رئيس جمهور شدنم بهم تبريك گفت.


فرض دوم: فرض كنيد آقاي ميرحسين موسوي رئيس جمهور شوند :

- ديگه كم كم داره همه ي ايران سبز ميشه، اتوبوس هاي شركت واحد، تاكسي ها، هواپيماها، و به همت دانشمندان ايراني همه ي ميوه ها رو هم سبز كرديم، فقط مي مونه آدمها، كه اونم به همت دانشمندان ايراني محقق ميشه، فقط كافيه يه اصلاح ژنتيكي انجام بشه!
- تا حالا چند سري تصميم گرفتم استعفا بدم، آخه چقدر بحران؟ چقدر كارشكني! تازه مي فهمم چرا خاتمي تا ديد من كانديدا شدم سريع به نفع من كشيد كنار!


فرض سوم: فرض كنيد آقاي احمدي نژاد از دوباره رئيس جمهور شوند :

- امروز يه پيشنهاد جديد دادم، قرار شد حالا كه بعد هشت سال نتونستيم نفت رو به سر سفره هاي مردم ببريم سفرهاي مردم رو به سر چاه هاي نفت ببريم، چند تا سايه بون هم براي رفاه مردم اون ورا نصب كرديم!
- امروز هوگو ايران بود، با هم يك كوكوي سيب زميني زديم، خيلي چسبيد، حيف كه بعد چهار سال بالاخره سيب زميني ها تموم شدند، اما عجب بركتي داشتندها! در اين چهارساله صبح، ظهر، شب سيب زميني مي خورديم!


فرض چهارم: فرض كنيد آقاي محسن رضايي رئيس جمهور شوند.

- راستش شما توانستيد فرض كنيد اما من نتوانستم و به همين دليل چيزي در اين مورد ننوشتم، شما چيزي به ذهنتان رسيد در قسمت نظرات بنويسيد.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388 14:2 توسط |


زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یک روز تصمیم گرفت میزان علاقهاى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

یکى از دامادها را به خانهاش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مىزدند

از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.

دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخرى رسید.

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.

امّا داماد از جایش تکان نخورد!!!!

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.

فردا صبح یک ماشین بىام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشهاش نوشته بود:

«متشکرم! از طرف پدر زنت »

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 14:2 توسط |


 مرکز آموزش بزرگسالان برگزار می‌کند
کلاس‌هاى بهاره براى خانم ها
ثبت نام تا پايان اردیبهشت ماه

توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از 8 نفر ثبت نام نمی‌شود


کلاس ١
چگونه 2.5 متر ماشین رو تو 4 متر جای پارک قرار دهیم؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١


کلاس ٢
مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیر اخلاقی
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠


کلاس ٣
آيا می‌توان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١


کلاس ٤
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦


کلاس ٥
نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١


کلاس ٦
عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آن
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتيبان
مدت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١


کلاس ٧
اهمیت دادن به ظاهر و هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آن
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠


کلاس ٨
گفتن "عزیزم" به شوهر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد
برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١


کلاس ٩
چطور می توان با تلفن زیر 30 دقیقه صحبت کرد؟
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠


کلاس ١٠
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که هنگامی که خانم های خودمانی با هم تنها هستند حرف های زشت نزنند؟
برگزارى به صورت شبيه‌سازى کامپيوترى
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤


کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنيادى بين شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتس
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢


کلاس ١٢
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

 


کلاس ١٣
عدم حساسیت به دختران زیبا تر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به آنها
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١


* پس از پايان دوره، به کسانى که امتحانات را با موفقيت بگذرانند ديپلم افتخار داده خواهد شد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 17:53 توسط |


1. در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چكار

ميكنيد ؟

الف ـ سرمون رو از شيشه مياريم بيرون ميگيم هوووو يــره مگه كوري برو اونور ديگه .


ب ـ به موازات دوچرخه سوار حركت ميكنيم و يه هو ميپيچيم جلوش تا حالش گرفته شه.


ج ـ پشت سرش يه بوق خفن ميزنيم تا هُل شه و بخوره زمين و بعد از روش رد ميشيد طوري كه

مخش بپاشه بيرون


د ـ با ماشين ميكوبيم بهش تا بيفته زمين و بعد از رو مخش رد ميشيم .

2 . از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور

سيكلت سوارها باشيد ؟

الف ـ چون همينجوري سرشون رو ميندازن پايين ميان تو تقاطع .


ب ـ چون سهميه بنزينشون كمتره و گناه دارن .


ج ـ چون خيلي كوچيك هستند و ما ريز ميبينيمشون .


د ـ ممكنه موتور پليس باشه ، بعد آب بيار و حوض خالي كن.

3 . در كدام محل است كه نبايد پارك كنيد ؟


الف ـ پاركينگ طبقاتي رايگان الماس شهر .


ب ـ پاركينگ عمومي پارك ملت .


ج ـ دم در خونه مادر زن.


د ـ دم در خونه مادر شوهر.


4 . خط ممتد دوگانه به چه معناست؟


الف ـ براي تاكيد اينكه دو خط موازي هيچوقت به هم نميرسن.


ب ـ به معني اينكه بايد اين دو خط رو بگيري همينجوري بري .


ج ـ يعني اينكه دور زدن ممنوع ولي... يه دفعه ميتونيد دور بزنيد كه حال همه گرفته بشه .


د ـ يعني موش تو سوراخ نميرفت وقتي ميرفت جمعه ميرفت.

5 .وقتي چراغ زرد رو ديديد بايد چه كار كنيد؟


الف ـ اگر حتي 1 ثانيه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگيريد و بريد.


ب ـ اول يواش بريد بعد كه ديديد كسي حواسش نيست بازم گازش رو بگيريد و بريد.


ج ـ يعني چيزي ديگه به اتمام كارت سوختت نمونده..براتون متاسفم


د ـ هيچ خطري شما رو تهديد نميكنه پس با خيال راحت گازتون رو تا ته بگيريد و بريد.




6 . به هنگام تركيدن لاستيك كدام مورد را بايد انجام بديد ؟


الف ـ مثل زنها جيغ ميكشيد و از پنجره ميپريد بيرون....


ب ـ خونسرديتون رو حفظ ميكنيد و بوسيله يه ستون ماشين رو متوقف ميكنيد( يعني خودتونو

ميكوبيد به ستون)


ج ـ فرمون رو بچسبيد و ول نكنيد تا ماشين مثل بچه آدم خودش وايسته.


د ـ چشماتون رو ميبنديد و به خدا توكل ميكنيد!


7 . در حال نزديك شدن به خط كشي عابر پياده هستيد . عابرين منتظرند تا عبور كنند.چه مواردي

را بايد انجام دهيد ؟


الف ـ بيخيال عابر بابا....عابر كيلو چنده .بزن برو..


ب ـ با همون سرعت يه دفعه از بغلشون رد ميشيد تا بترسند و شما حالشو ببريد.


ج ـ اگه ديديد خيلي پرروين، ميايد پايين و بعد از چند تا ناسزا بارشون كردن ، تا جايي كه ميخورن

ميزنينشون.


د ـ از كنارشون با سرعت رد ميشيد و بهشون ميگيد : ..{....}...!

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 10:54 توسط |


سال 1230 : (مرد):دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم....
زن:آقا حالا يه غلطي كرد شما ببخشيد!نا محرم كه خونمون نبود.حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...!!!
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه.
سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال1330
مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...
سال1400
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه !!

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388 16:2 توسط |


من علی ترکه777 سال دارم
(ترک دانا)
جهان از نگاه يك ترك





صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383



پیوندها

آقا مجید سالار
جاده نمناك
آسمان آیا سکوت پر ز فریادم شنید؟
(( اویی که شناخته شد ))
! آنلاین
اقاقیا




علی ترکه